۱ آبان ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۴
کد مطلب 217
میراث، گردشگری و صنایع‌دستی در تنگنای مدیریتی

اظهارنظرهای مدیرکل میراث فرهنگی اصفهان می‌تواند فراتر از یک موضع شخصی، به بحثی عمومی درباره اولویت‌ها و شیوه اداره این حوزه تبدیل شود.

امین رضایی : تردیدی نیست که مدیریت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان اصفهان، به دلیل جایگاه تاریخی و فرهنگی این استان، صرفاً اداره مجموعه‌ای از بناها، موزه‌ها و جاذبه‌های گردشگری نیست. این مدیریت در نقطه تلاقی حفاظت از آثار تاریخی، توسعه گردشگری، اقتصاد محلی، مدیریت شهری، سیاست‌های فرهنگی و روابط میان دستگاه‌های اجرایی قرار دارد. از همین رو، اظهارنظرهای مدیرکل میراث فرهنگی اصفهان می‌تواند فراتر از یک موضع شخصی، به بحثی عمومی درباره اولویت‌ها و شیوه اداره این حوزه تبدیل شود.

اظهارنظرهایی که دردسرساز شد 

در هفته‌ها و ماه‌های اخیر، چند موضوع نام امیر کرم‌زاده، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان اصفهان، را در مرکز توجه رسانه‌ها قرار داده است؛ انتقاد از پلمب تعدادی از کافه‌ها و مراکز گردشگری کاشان، واکنش امام جمعه و شورای امر به معروف و نهی از منکر، عذرخواهی مدیرکل، اظهارنظر درباره عبور خط ۲ مترو از مجاورت مسجد جامع عتیق، انتقاد خبرگزاری ایرنا از نگاه او به چرای گوسفندان در بستر خشک زاینده‌رود و تغییر مدیریت دو مجموعه مهم میراث جهانی استان. در کنار این موارد، غیبت گزارش‌شده کرم‌زاده از مراسم مانوین در اصفهان نیز این پرسش را مطرح کرده است که آیا مجموعه این رخدادها صرفاً چند حاشیه مستقل‌اند یا می‌توان آن‌ها را نشانه بروز اختلاف بر سر رویکرد مدیریتی در حوزه گردشگری و میراث فرهنگی دانست؟ پاسخ دقیق به این پرسش نیازمند تفکیک واقعیت‌های مستند از برداشت‌های سیاسی و مدیریتی است ولی شواهد موجود از وجود چند مناقشه مهم و انتقادهای علنی حکایت دارد.

آغاز ماجرا از کاشان؛ انتقاد به پلمب کافه‌ها و مراکز گردشگری

نقطه آغاز یکی از مهم‌ترین حاشیه‌های اخیر کرم‌زاده، جلسه شورای اداری شهرستان کاشان بود. او در این جلسه از پلمب شماری از واحدهای گردشگری، رستوران‌ها و کافه‌ها انتقاد کرد و گفت شنیده است حدود ۲۰ تا ۳۰ مجموعه در این شهرستان پلمب شده‌اند. کرم‌زاده استدلال کرد که تعطیلی این مراکز می‌تواند معیشت کارکنان و خانواده‌های آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهد و به‌جای برخوردهای قهری، باید از آموزش، فرهنگ‌سازی و بررسی ریشه‌های مسئله استفاده کرد. این موضع در خبرگزاری مهر بازتاب یافت و به‌سرعت به یکی از موضوعات بحث‌برانگیز حوزه گردشگری استان تبدیل شد. اصل بحث او بر یک ملاحظه اقتصادی و مدیریتی استوار بود مبنی بر اینکه کافه‌ها، رستوران‌ها و اقامتگاه‌ها فقط محل ارائه خدمات نیستند؛ بخشی از زنجیره اشتغال و اقتصاد گردشگری‌اند. تعطیلی آن‌ها ممکن است به کارکنان، صاحبان کسب‌وکار و سایر فعالان وابسته آسیب برساند. با این حال، موضوع از همان ابتدا صرفاً اقتصادی نبود. چون اظهارات مدیرکل در ارتباط با پلمب مراکز به دلیل رعایت‌نشدن حجاب مطرح شده بود، سخنان او وارد حوزه‌ای شد که در آن، اجرای مقررات فرهنگی، مسئولیت دستگاه‌های نظارتی و حدود اختیار مدیران گردشگری با یکدیگر تلاقی پیدا می‌کنند.

واکنش امام جمعه کاشان و شورای امر به معروف؛ وقتی اختلاف از سطح کارشناسی فراتر رفت

اظهارات کرم‌زاده با واکنش امام جمعه کاشان مواجه شد. سیدسعید حسینی ضمن تأکید بر اهمیت رعایت الزامات دینی، گفت مخالفت با تعطیلی مراکز به معنای بی‌توجهی به حدود شرعی نیست. در ادامه، موضوع از یک اختلاف بر سر شیوه برخورد با واحدهای گردشگری فراتر رفت و به مطالبه تجدیدنظر درباره ادامه فعالیت مدیرکل نیز کشیده شد. شورای امر به معروف و نهی از منکر کاشان نیز در موضع‌گیری خود از سخنان مدیرکل انتقاد کرد و بر ضرورت رعایت مقررات تأکید داشت. به این ترتیب تقابل بالا گرفت و دو رویکرد آشکارا در برابر هم قرار گرفتند، از یک سو، رویکردی که بر پیامدهای اقتصادی تعطیلی کسب‌وکارها و ضرورت فرهنگ‌سازی تأکید می‌کرد؛ از سوی دیگر، رویکردی که نگران بود توجه به گردشگری و معیشت، به تضعیف اجرای الزامات فرهنگی تعبیر شود.

عذرخواهی کرم‌زاده؛ پایان حاشیه یا آغاز پرسش‌های تازه؟

پس از انتقادها، کرم‌زاده بابت اظهارات خود عذرخواهی کرد. این عذرخواهی یکی از مهم‌ترین نقاط عطف ماجرا بود؛ زیرا نشان داد سخنان او به یک بحث رسانه‌ای محدود نمانده و به واکنش‌های نهادی و اجتماعی انجامیده است. آنچه اهمیت دارد، پیامد این رخداد برای جایگاه مدیرکل است. پس از این ماجرا، کرم‌زاده دیگر صرفاً مدیری نبود که درباره یک مسئله گردشگری اظهارنظر کرده باشد؛ او به چهره‌ای تبدیل شده بود که مواضعش در چند حوزه حساس، از مقررات فرهنگی تا حفاظت از میراث تاریخی، زیر ذره‌بین قرار گرفته بود. گزارش انصاف نیوز درباره این ماجرا، روند اظهارنظر اولیه، واکنش‌ها و عذرخواهی را در مطلبی مفصل با تیتر «ماجرای عذرخواهی مدیرکل میراث فرهنگی اصفهان چه بود؟» مرور کرده بود.

خط ۲ مترو و مسجد جامع عتیق آزمون حساسیت مدیریتی در حفاظت از میراث جهانی

پرونده بعدی، عبور خط ۲ متروی اصفهان از مجاورت مسجد جامع عتیق است؛ بنایی که جایگاهی مهم در تاریخ معماری ایران و فهرست میراث جهانی یونسکو دارد. در این پرونده، مسئله اصلی چگونگی ارزیابی خطرهای احتمالی پروژه عمرانی برای بنای تاریخی است. فاصله مسیر مترو از مسجد، عمق تونل، لرزش‌های ناشی از حرکت قطار، وضعیت خاک و سازه و آثار احتمالی بلندمدت، همگی از جمله عواملی‌اند که باید در مطالعات فنی بررسی شوند. کرم‌زاده پیش‌تر بر ضرورت رعایت ضوابط حفاظتی تأکید کرده و گفته بود در صورت تأییدنشدن طرح فعلی، باید مسیر مترو اصلاح شود. در گزارش‌های منتشرشده از مواضع او همچنین به لزوم بررسی کارشناسی و دعوت از کارشناسان یونسکو اشاره شده است. همچنین در گزارش ایرنا با عنوان «عبور مترو از جوار مسجد جامع اصفهان با رعایت الزامات حفاظتی»، مدیرکل از امکان اجرای طرح با رعایت ملاحظات حفاظتی سخن گفته است؛ در عین حال، موضوع بررسی مطالعات و ارزیابی تخصصی همچنان مطرح است. با وجود این، پرونده مترو یک پرسش مهم را برجسته می‌کند، اینکه آیا مواضع مدیرکل درباره حفاظت از مسجد جامع عتیق، در مراحل مختلف، بر اساس معیارهای فنی شفاف و قابل راستی‌آزمایی توضیح داده شده‌اند؟

وقتی تعریف جاذبه گردشگری محل مناقشه می‌شود

چندی بعد اظهارنظر کرم‌زاده درباره چرای گوسفندان در بستر خشک زاینده‌رود، موضوع دیگری بود که انتقاد رسانه‌ای صریحی را به دنبال داشت. او گفته بود «ایرادی نمی‌بیند که چند گوسفند وارد بستر خشک رودخانه شوند» و احتمال داده بود برخی «گردشگران از تماشای آن‌ها استقبال کنند». از نگاه او، این اتفاق می‌توانست برای بعضی گردشگران جذاب باشد و بخشی از فرهنگ محلی را نمایش دهد. به همین دلایل خبرگزاری ایرنا در اقدامی کم‌سابقه طی یادداشتی انتقادی با عنوان «آقای مسئول؛ کدام معیار گردشگری می‌گوید بستر خشک زاینده‌رود جولانگاه گوسفندان باشد!» این نگاه را به چالش کشید. یادداشت، پرسش خود را بر معیارهای تعریف جاذبه گردشگری متمرکز کرد و این مسئله را پیش کشید که آیا هر صحنه‌ای که ممکن است برای برخی بازدیدکنندگان جالب باشد، لزوماً باید به‌عنوان ظرفیت گردشگری معرفی شود؟ این انتقاد به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که زاینده‌رود فقط یک بستر طبیعی درون‌شهری نیست؛ این رودخانه با هویت تاریخی اصفهان، پل‌های تاریخی، منظر شهری و خاطره جمعی شهروندان پیوند دارد. خشکی طولانی‌مدت آن نیز از مهم‌ترین مسائل زیست‌محیطی و شهری اصفهان به شمار می‌رود. همچنین ایرنا به عنوان ارگان رسمی و رسانه‌ای دولت موظف است همه انتصاب‎ها، انتخاب‌ها و تصمیم‌های مدیران وقت را تبیین و توجیه کند و چنین انتقادی سند محکمی بر شکاف در لایه‌های ارشد مدیریتی استان و یکی از مدیران به نظر می‌رسد.

 تغییر مدیران زن در میراث جهانی اصفهان؛ عاصفه بدر و فریبا خطابخش

در کنار حاشیه‌های مربوط به مدیرکل، تغییر مدیریت دو مجموعه مهم میراث جهانی اصفهان نیز قابل توجه است، تصمیمی که چند ماه پیش رسانه‌ای شد. عاصفه بدر در کاخ‌موزه چهل‌ستون و فریبا خطابخش در پایگاه میراث جهانی میدان نقش‌جهان. گزارش‌های منتشرشده از جایگزینی عاصفه بدر با مصطفی هادی‌پور در چهل‌ستون و جایگزینی فریبا خطابخش با جواد رحمتی در پایگاه میدان نقش‌جهان خبر داده‌اند. این تغییرات، از نظر بررسی روند مدیریت پایگاه‌های میراث جهانی استان اهمیت دارند؛ به‌ویژه آنکه این مجموعه‌ها با مسائل حساس مرمت، حفاظت، مدیریت بازدیدکنندگان و صیانت از ارزش‌های تاریخی مواجه‌اند. این تصمیم‌ها در زمان ابلاغ به غائله‌ای رسانه‌ای بین روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان اصفهان و «عصر ایران» منجر شد.

مانوین و غیبت گزارش‌شده کرم‌زاده!

در همین چارچوب، غیبت گزارش‌شده امیر کرم‌زاده از مراسم مانوین در اصفهان نیز مورد توجه قرار گرفته است. البته ناگفته نماند غیبت از یک مراسم به‌تنهایی نشانه اختلاف با مدیریت برتر یا مقدمه برکناری نیست، حتی ممکن است دلایل برنامه‌ای، سازمانی یا شخصی داشته باشد ولی وقتی پای اصفهان در میان است و اساس یک رویداد مهم و عظیم در حوزه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان اصفهان باشد، آن‌چنان که وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی درگیر مساله بشود، نبود مدیر کل این حوزه علامت سوال بزرگی‌ست!

 مسئله اصلی چیست؟ نبود معیارهای شفاف یا اختلاف بر سر اولویت‌ها؟

با کنار هم قرار دادن این رخدادها، می‌توان چند محور را برای ارزیابی عملکرد مدیریت میراث فرهنگی اصفهان پیشنهاد کردف بررسی این موارد می‌تواند به شفاف‌سازی منجر بشود یا به نتیجه‌گیری‌هایی که پاسخ‌شان روشن است.

نخست، حفاظت از میراث تاریخی: آیا تصمیم‌های مربوط به پروژه‌های عمرانی، مرمت و مدیریت پایگاه‌ها بر پایه مطالعات فنی مستقل و مستندات قابل ارزیابی گرفته می‌شوند؟

دوم، راهبرد گردشگری: آیا برنامه‌های استان بر مزیت‌های فرهنگی، تاریخی و طبیعی اصفهان استوارند و برای افزایش ماندگاری گردشگر، تقویت اقتصاد محلی و معرفی آیین‌های ایرانی برنامه‌ای روشن وجود دارد؟

سوم، پاسخ‌گویی مدیریتی: آیا مدیران در برابر انتقادهای کارشناسی، رسانه‌ای و اجتماعی توضیح دقیق ارائه می‌کنند و میان دفاع از تصمیم‌ها و پذیرش خطاهای احتمالی تعادل برقرار می‌سازند؟

چهارم، شفافیت در انتصاب‌ها: آیا تغییر مدیران پایگاه‌های میراث جهانی بر اساس معیارهای اعلام‌شده، ارزیابی عملکرد و برنامه‌ای روشن برای ارتقای حفاظت انجام می‌شود؟

 ***

این معیارها اجازه می‌دهند بحث از سطح داوری درباره اشخاص فراتر برود و به ارزیابی عملکرد سازمانی برسد. در چنین چارچوبی، نه هر انتقاد رسانه‌ای به معنای شکست مدیریتی است و نه هر تغییر مدیر به‌تنهایی نشانه اصلاح یا برخورد سیاسی.

کد مطلب 217

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =