محمد بندرعباسی: اگر خدا بخواهد و بندهها دستبه کار شوند شاید شهرها و روستاها رخ انتخاباتی بگیرند و وارد دورهی هیجان و شادابی سیاسی بشوند و به این ترتیب موجهای اجتماعی ایجاد بشود که به آنها نیازمندیم و میتواند وجه دیگری از نمایش قدرت و اقتدار سیاسی کشورمان باشد. اما این میان مطرح شدن بحث انحلال شوراها که به طور جدی در فضای مجازی باب شد و بعد به پایگاههای خبری سرایت کرده برخی اظهارنظرهای عجیب را رسانهای کرد، اظهارنظرهایی از سوی «کاپیتان با سابقه تیم شوراها»، مهدی چمران.
مساله اینجاست که هرگاه بحث تعیین تکلیف انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا داغ میشود، مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، بهجای تمرکز بر زمان برگزاری، بحث انحلال شوراها را به میان میکشد. او تأکید میکند که شوراها منحلشدنی نیستند، وزیر کشور را شاهد میگیرد که موضوع انحلال شورای ششم را تکذیب کرده، منتقدان را به «خواندن قانون» پیشنهاد میدهد یا در نمونههای قبلتر، مطرحکنندگان ایده را با مثل «شتر در خواب بیند پنبهدانه» میراند.
این واکنشها از سوی کسیکه بهواسطه حضورش در شورای شهر پایتخت جایگاهش فراتر از یک مقام شهریست یک پرسش را ایجاد میکند؛ اگر اساساً انحلال منتفی است و مبنای قانونی ندارد، چرا هر بار بحث انتخابات مطرح میشود، ایده انحلال را شما پررنگ میکنید؟ البته باید میان طرح یک احتمال در محافل سیاسی، شایعه در فضای مجازی و تصمیم رسمی تفاوت گذاشت و تا زمانی که سند معتبری منتشر نشده، نمیتوان از وجود تصمیم قطعی برای انحلال سخن گفت، اما تکرار واکنشهای تند از سوی «کاپیتان تیم شوراها» خود پرسشی ایجاد میکند که پاسخ آن را باید در شرایط کنونی شوراها جست. همه میدانند شوراها مشروعیت خود را از مشارکت مردم و رعایت قواعد قانونی میگیرند. تعیین زمان انتخابات صرفاً تصمیمی تقویمی و اداری نیست، بلکه مشخص میکند مردم چه هنگام درباره ادامه کار نمایندگان محلی تصمیم میگیرند. حساسیت نسبت به انحلال میتواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ مثلا دفاع از جایگاه قانونی شوراها تا جلوگیری از خلأ در مدیریت شهری و نگرانی از تضعیف نهادهای انتخابی.
اما پرسش دیگر نیز مطرح است؛ آیا بخشی از این حساسیت به نگرانی درباره پایان دوره مسئولیت مدیران فعلی و آغاز رقابتهای انتخاباتی جدید مربوط میشود؟ چمران بهواسطه ریاست شورای شهر تهران، یکی از مهمترین صداهای مدافع شوراها در سطح ملی است. اظهارات او صرفاً واکنش شخصی نیست و میتواند بر برداشت عمومی از آینده شوراها اثر بگذارد. اما همین جایگاه، مسئولیت بیشتری ایجاد میکند. به همین دلایل انتظار این است که در شرایط ابهام، بر شفافیت قانونی، ضرورت برگزاری انتخابات در نخستین فرصت و لزوم اعلام رسمی تصمیمها تأکید کند. این میان عباراتی مانند «شتر در خواب بیند پنبهدانه» شاید در جدل سیاسی واکنشهایی صریح باشند، اما ابهام اصلی را برطرف نمیکنند. تعویق انتخابات، تمدید دوره شوراها و اخبار متناقض، زمینه شایعات را فراهم میکند. واکنشهای تند، حتی با هدف دفاع از شوراها، لزوماً به کاهش نگرانی کمک نمیکند. اگر انحلال مبنای قانونی ندارد، بهترین راه پایان شایعات، توضیح مستند از سوی مراجع مسئول است؛ نه صرفاً تکذیب شفاهی و برخورد تقابلی.
مسئله اصلی این نیست که چه کسی با صدای بلندتر از انحلال انتقاد میکند؛ مسئله این است که چه کسی میتواند درباره آینده انتخابات، با استناد به قانون و بر پایه یک برنامه زمانی روشن، به مردم پاسخ دهد. شوراها زمانی از شایعات فاصله میگیرند که مردم بدانند انتخابات چه هنگام برگزار میشود و هیچ نهادی قرار نیست جای رأی مردم را با تصمیمهای مبهم پر کند. بهترین دفاع از شوراها، نه در جدل با منتقدان، بلکه در شفافیت، پاسخگویی و احترام به حق انتخاب مردم است.
