رضا امینی: سریال Criminal از آن تجربههای تلویزیونی است که ثابت کرد برای ساختن یک درام جنایی الزاماً به تعقیبوگریز، انفجار، قتلهای نمایشی و تغییر مداوم لوکیشن نیاز نیست. این مجموعه که محصول نتفلیکس است، بخش عمده روایت خود را در اتاق بازجویی میسازد؛ جایی که پلیس و مظنون در یک بازی روانی، هرکدام تلاش میکنند کنترل گفتوگو را در دست بگیرند. نسخه بریتانیایی «Criminal» در سال ۲۰۱۹ منتشر شد و ساختار آن بر بازجویی از مظنونان پروندههای جنایی استوار است. منتقدان نیز مهمترین ویژگی آن را همین تبدیل یک فضای محدود به میدان اصلی تعلیق دانستهاند؛ تعلیقی که به جای حادثه، از دیالوگ، سکوت، تناقض و بازی بازیگران تغذیه میکند. حالا «اعتراف میکنم» در سریالسازی ایران سراغ همین ایده رفته است؛ اما سؤال مهم این نیست که آیا از «Criminal» الهام گرفته، بلکه این است که آیا توانسته از این الگو، یک درام جنایی ایرانی و مستقل بسازد؟
«اعتراف میکنم» دقیقاً چه چیزی را به مخاطب پیشنهاد میدهد؟
به گزارش آریاخبر «اعتراف میکنم» محصولی از فیلمنت است که به شکل اپیزودیک، پروندههای جنایی مختلف را روایت میکند. در هر قسمت، مخاطب با موقعیتی تازه مواجه میشود و بخش مهمی از کشف حقیقت از طریق گفتوگو میان بازجو و متهم پیش میرود. بر اساس اطلاعات رسمی فیلمنت، نیما حسنینسب پدیدآورنده و مجری طرح این مجموعه و یکی از تهیهکنندگان آن است و کارگردانی قسمتها میان چند فیلمساز تقسیم شده است. این انتخاب از همان ابتدا تکلیف اثر را روشن میکند: قرار نیست «اعتراف میکنم» یک سریال پلیسی پرحادثه باشد؛ قرار است بازجویی خودش تبدیل به حادثه شود.همین تصمیم، مهمترین امتیاز و همزمان بزرگترین خطر سریال است.
سایه «Criminal»؛ الهام یا وابستگی؟
مقایسه «اعتراف میکنم» با سریال Criminal اجتنابناپذیر است. «Criminal» نیز تقریباً تمام انرژی دراماتیک خود را از اتاق بازجویی میگیرد و دوربین، بهجای دنبال کردن جنایت، فرآیند کشف آن را دنبال میکند. اما اقتباس از یک فرمول موفق الزاماً ایراد نیست. مسئله زمانی آغاز میشود که فرم خارجی جای خالی جهان داستانی بومی را پر کند. «اعتراف میکنم» زمانی موفقتر است که از الگوی «Criminal» تنها بهعنوان نقطه شروع استفاده کند؛ یعنی بهجای تقلید از میزانسن و ساختار، منطق روانشناختی آن را به فضای اجتماعی ایران منتقل کند. در غیر این صورت، مخاطب دائماً در حال مقایسه خواهد بود و نسخه ایرانی در سایه نمونه اصلی قرار میگیرد.
نقطه قوت اصلی؛ بازیگرانی که باید با نگاه بازی کنند
وقتی لوکیشن محدود میشود، بازیگر ناگهان به مهمترین ابزار کارگردان تبدیل میشود. در چنین ساختاری، یک مکث کوتاه، تغییر حالت چهره یا پرهیز از تماس چشمی میتواند به اندازه یک سکانس اکشن معنا داشته باشد. «اعتراف میکنم» از این ظرفیت بهخوبی استفاده میکند. حضور بازیگرانی چون مهدی هاشمی، پوریا پورسرخ، علیرضا ثانیفر و بهار کاتوزی در ترکیب اصلی و بازیگران مهمان متفاوت، امکان ایجاد تنوع در پروندهها را فراهم کرده است. این نکته اهمیت زیادی دارد؛ چون در یک سریال جنایی مبتنی بر بازجویی، بازی بد خیلی سریع لو میرود. اینجا خبری از تدوین سریع یا اکشن برای پنهان کردن ضعف بازی نیست.
مشکل اساسی سریال؛ هر بازجویی الزاماً درام نیست
اما از منظر یک منتقد، باید میان «ایده جذاب» و «فیلمنامه موفق» تفاوت گذاشت. اتاق بازجویی به خودی خود تعلیق ایجاد نمیکند. اگر پرسشها اطلاعات تازه تولید نکنند، اگر پاسخها شخصیت را آشکار نکنند و اگر هر مرحله از گفتوگو وضعیت پرونده را تغییر ندهد، بازجویی به یک گفتوگوی طولانی تبدیل خواهد شد. این همان نقطهای است که «اعتراف میکنم» گاهی با مشکل مواجه میشود. در برخی موقعیتها، مخاطب زودتر از شخصیتها متوجه مسیر پرونده میشود و به جای کشف حقیقت، منتظر میماند تا اطلاعاتی که حدس زده است رسماً اعلام شود. در یک نقد سریال اعتراف میکنم نمیتوان از این مسئله عبور کرد؛ زیرا تمام ساختار سریال به فیلمنامه وابسته است.
چرا «مینیمالیسم» هم فرصت است و هم تهدید؟
یکی از جذابترین تصمیمهای سازندگان، حذف بخش بزرگی از کلیشههای ژانر جنایی است. در «اعتراف میکنم» قرار نیست هر چند دقیقه یک بار جسد جدیدی ببینیم یا شخصیتها را در خیابان دنبال کنیم. این مینیمالیسم میتواند امضای سریال باشد. نمونه جهانی آن، خود «Criminal» است که نشان داد یک فضای بسته میتواند به اندازه یک جهان بزرگ سینمایی ظرفیت تنش داشته باشد. برخی نقدهای خارجی نیز تأکید کردهاند که محدودیت لوکیشن در این مجموعه، بهجای کاهش جذابیت، فشار روانی داستان را افزایش داده است، اما مینیمالیسم زمانی جواب میدهد که جزئیات زیاد باشند. وقتی حادثه کم میشود، جزئیات باید جای حادثه را بگیرند.
بازجو هم باید شخصیت باشد، نه فقط پرسشگر
یکی از ظرفیتهای مهم «اعتراف میکنم» رابطه میان پروندهها و زندگی شخصی بازجوهاست. این ایده میتواند سریال را از یک مجموعه پروندهمحور به یک درام شخصیتمحور تبدیل کند. اگر بازجویی فقط متهم را تغییر دهد، نیمی از ظرفیت داستان از دست میرود. بازجو نیز باید در مواجهه با هر پرونده چیزی از دست بدهد یا چیزی بیاموزد. در بهترین حالت، تماشاگر باید در پایان فصل نهتنها پروندهها را به خاطر بیاورد، بلکه تغییر تدریجی شخصیت بازجوها را نیز احساس کند. اینجاست که «اعتراف میکنم» میتواند هویت مستقلتری پیدا کند و صرفاً به عنوان نسخه ایرانی Criminal شناخته نشود.
نیما حسنینسب؛ ورود یک منتقد به میدان تولید
حضور نیما حسنینسب در جایگاه پدیدآورنده و مجری طرح، یکی از جنبههای متفاوت این پروژه است. او پیش از این بیشتر با فعالیتهای نقد و تحلیل سینما شناخته میشد و «اعتراف میکنم» تجربهای متفاوت در کارنامه حرفهای او به حساب میآید. این پیشینه باعث میشود انتظار از فیلمنامه، شخصیتپردازی و نسبت فرم و محتوا بالاتر برود. اتفاقاً انتخاب چنین ساختار کمحادثهای میتواند نشان دهد سازنده تا چه اندازه به اهمیت دیالوگ، میزانسن و جزئیات درام آگاه است. در این پروژه، منتقد دیگر صرفاً درباره آثار دیگران صحبت نمیکند؛ او باید نشان دهد ایدهای که روی کاغذ جذاب است، در اجرا نیز میتواند دوام بیاورد.
آیا «اعتراف میکنم» میتواند از سایه «Criminal» خارج شود؟
پاسخ فعلاً قطعی نیست، اما نشانههای امیدوارکنندهای وجود دارد. «اعتراف میکنم» ایدهای دارد که در فضای سریالسازی ایران کمتر به این شکل دنبال شده است: جنایت بدون نمایش مستقیم جنایت. در اینجا حقیقت باید از زبان آدمها بیرون کشیده شود، نه از تصاویر حادثه. این انتخاب جسورانه است؛ اما برای تبدیل شدن به یک سریال جنایی ماندگار، فصلهای بعدی باید بیش از هر چیز روی کیفیت فیلمنامه، پیچیدگی معماها و شخصیتپردازی سرمایهگذاری کنند. نقطه قوت اثر، بازیها، فضای بازجویی و پرهیز از هیجان مصنوعی است؛ نقطه ضعف آن نیز دقیقاً جایی قرار دارد که چنین ساختاری بیشترین حساسیت را دارد: منطق پرونده و کیفیت گرهگشایی. در نهایت، «اعتراف میکنم» را نه باید صرفاً یک کپی ایرانی از Criminal دانست و نه اثری کاملاً مستقل از آن. این سریال در نقطهای میان این دو قرار گرفته است؛ از یک الگوی جهانی موفق استفاده میکند، اما تلاش دارد آن را وارد فضای اجتماعی و بازیگری ایران کند. اگر سازندگان بتوانند در ادامه، معماهای پیچیدهتر، شخصیتهای چندلایهتر و پایانبندیهای دقیقتری خلق کنند، «اعتراف میکنم» میتواند از مرحله یک تجربه فرمی عبور کند و به یکی از نمونههای قابلتوجه سریال جنایی ایرانی در شبکه نمایش خانگی تبدیل شود. فعلاً ارزش اصلی آن در جسارت انتخاب است؛ جسارتی که هنوز برای تبدیل شدن به یک موفقیت کامل، به فیلمنامهای محکمتر نیاز دارد.