فرهادی صدری : سریال «دیوار دفاعی» یکی از تولیدات تاریخی تلویزیون است که داستان خود را در فضای جنوب ایران و در سالهای منتهی به ملی شدن صنعت نفت روایت میکند؛ دورهای که صنعت نفت تنها یک موضوع اقتصادی نبود و بخش مهمی از زندگی اجتماعی، سیاسی و حتی هویتی مردم جنوب را تحت تأثیر قرار داده بود. به گزارش سایت خبری نصف جهان داستان سریال در محیطی شکل میگیرد که کارگران ایرانی در کنار کارکنان و مدیران انگلیسی صنعت نفت زندگی و کار میکنند و اختلاف میان این دو گروه، به یکی از محورهای اصلی قصه تبدیل میشود. در کنار این فضای صنعتی و سیاسی، فوتبال نیز وارد داستان میشود و به تدریج از یک سرگرمی ساده به بخشی از رقابت میان شخصیتها و گروههای مختلف تبدیل میشود. همین ترکیب است که «دیوار دفاعی» را از بسیاری از سریالهای تاریخی تلویزیون متفاوت میکند. سریال قصد ندارد تمام روایت خود را بر شخصیتهای سیاسی شناختهشده بنا کند، بلکه میکوشد تاریخ را از زاویه مردم، کارگران و فضای اجتماعی جنوب نشان دهد. ایدهای که روی کاغذ بسیار جذاب است؛ اما جذاب بودن ایده به تنهایی نمیتواند یک سریال تاریخی را موفق کند. مسئله اصلی این است که آیا فیلمنامه توانسته این عناصر متعدد را در قالب یک داستان منسجم کنار هم قرار دهد یا نه.
نقد سریال دیوار دفاعی؛ ایدهای جذاب و نیازمند انسجام
مهمترین ویژگی «دیوار دفاعی» را باید در انتخاب سوژه آن جستوجو کرد. ملی شدن صنعت نفت یکی از مهمترین مقاطع تاریخ معاصر ایران است و آبادان و مناطق نفتخیز جنوب نیز ظرفیت بسیار زیادی برای ساخت یک درام تاریخی دارند. این ظرفیت فقط به مسائل سیاسی محدود نمیشود. صنعت نفت در جنوب، شهرهایی با ساختار اجتماعی خاص ایجاد کرده بود؛ محیطی که در آن کارگران ایرانی، خانوادههای آنان، مدیران خارجی و گروههای مختلف اجتماعی در کنار یکدیگر زندگی میکردند. همین تضادها به خودی خود میتواند زمینه یک درام قوی را فراهم کند. «دیوار دفاعی» زمانی موفقتر است که از همین تضادهای اجتماعی استفاده میکند. در چنین لحظاتی، مخاطب احساس میکند با یک جهان واقعی روبهروست؛ جهانی که شخصیتها در آن مجبورند میان کار، خانواده، هویت و قدرت تصمیم بگیرند. مشکل سریال از جایی شروع میشود که میخواهد همزمان چند داستان و مفهوم مختلف را دنبال کند. نفت، استعمار، فوتبال، زندگی کارگران، روابط خانوادگی، طنز و تقابل ایرانیها و انگلیسیها همگی وارد روایت شدهاند. این تعدد موضوعات اگر با یک فیلمنامه بسیار منسجم کنترل نشود، به جای چندلایه شدن داستان، باعث پراکندگی آن میشود. به همین دلیل یکی از مهمترین پرسشها درباره «دیوار دفاعی» این است که در ادامه کدام خط داستانی قرار است ستون اصلی سریال باشد.
فیلمنامه «دیوار دفاعی»؛ مهمترین نقطه قابل نقد سریال
اگر قرار باشد تنها یک بخش از سریال را به عنوان مهمترین نقطه ضعف آن انتخاب کنیم، فیلمنامه انتخاب منطقیتری نسبت به کارگردانی یا بازیگری خواهد بود. فیلمنامه «دیوار دفاعی» ایدههای زیادی برای ارائه دارد، اما در بعضی قسمتها میان این ایدهها ارتباطی که باید وجود داشته باشد، به اندازه کافی قدرتمند نیست. گاهی داستان تاریخی در مرکز قرار میگیرد، سپس فوتبال برجسته میشود و بعد روایت به سمت طنز یا روابط خانوادگی میرود. تغییر مسیر در یک سریال ذاتاً ایراد نیست. حتی میتواند به جذابیت اثر کمک کند. مسئله زمانی ایجاد میشود که این تغییرات به وسیله یک خط دراماتیک مشترک به هم متصل نشده باشند. در یک فیلمنامه موفق، حتی اگر چند موضوع مختلف وجود داشته باشد، مخاطب باید احساس کند همه آنها در نهایت به یک داستان واحد خدمت میکنند. در «دیوار دفاعی» این اتصال در برخی بخشها شکل گرفته، اما در برخی قسمتها هنوز کاملاً طبیعی به نظر نمیرسد.
آیا «دیوار دفاعی» گرفتار شعارزدگی شده است؟
یکی از بحثهای جدی درباره این سریال، میزان استفاده از شعار و دیالوگهای مستقیم درباره استعمار، مقاومت و هویت ملی است. اصل این مفاهیم با داستان سریال کاملاً هماهنگ است. وقتی قصه در دوران ملی شدن صنعت نفت میگذرد، طبیعی است که موضوعاتی مانند سلطه اقتصادی، اختلاف میان کارگران و مدیران و رابطه ایران و انگلیس در مرکز توجه قرار بگیرند. مشکل زمانی ایجاد میشود که شخصیت به جای تجربه کردن یک موقعیت، درباره معنای آن برای مخاطب توضیح میدهد. درام تاریخی زمانی تأثیرگذارتر است که مخاطب بتواند مناسبات قدرت را در رفتار شخصیتها، محیط کار، وضعیت زندگی و روابط اجتماعی آنها ببیند. اگر این مفاهیم در خود داستان اتفاق بیفتند، دیگر نیازی نیست شخصیتها مرتب درباره آنها سخنرانی کنند. «دیوار دفاعی» هر جا تاریخ را از طریق زندگی شخصیتها نشان میدهد، جذابتر میشود و هر جا تلاش میکند پیام خود را مستقیم بیان کند، به شعارزدگی نزدیکتر میشود. این تفاوت کوچکی نیست؛ زیرا یکی از مهمترین عواملی است که یک سریال تاریخی را از یک اثر تبلیغاتی جدا میکند.
فوتبال در «دیوار دفاعی» چه نقشی دارد؟
شاید متفاوتترین عنصر داستان «دیوار دفاعی» استفاده از فوتبال باشد. در نگاه اول ممکن است ترکیب فوتبال با ماجرای صنعت نفت عجیب به نظر برسد، اما با توجه به سابقه فوتبال در جنوب ایران و پیوند آن با محیطهای نفتی، این انتخاب چندان دور از فضای تاریخی نیست. فوتبال در سریال فقط برای اضافه کردن هیجان ورزشی به قصه استفاده نشده است. قرار است این ورزش به فضایی برای رقابت گروهها و نمایش بخشی از هویت اجتماعی شخصیتها تبدیل شود. این ایده زمانی جواب میدهد که مخاطب به شخصیتهای حاضر در مسابقه اهمیت بدهد. یک مسابقه فوتبال به خودی خود نمیتواند درام ایجاد کند؛ این شخصیتها هستند که نتیجه بازی را مهم میکنند. اگر مخاطب نگران شکست یا پیروزی یک شخصیت باشد، فوتبال تبدیل به یک ابزار قدرتمند درام میشود. اما اگر رابطه مخاطب با شخصیتها هنوز به اندازه کافی شکل نگرفته باشد، مسابقه صرفاً یک بخش جداگانه از داستان به نظر خواهد رسید، به همین دلیل، موفقیت بخش فوتبالی سریال در نهایت به کیفیت شخصیتپردازی وابسته است.
بازیگری در دیوار دفاعی؛ جایی که سریال عملکرد مطمئنتری دارد
یکی از نقاط مثبت «دیوار دفاعی» گروه بازیگران آن است. حضور بازیگرانی مانند امیررضا دلاوری، بهنام شرفی، نادر سلیمانی، رامین ناصرنصیر، رحیم نوروزی، سینا رازانی، مهرداد ضیایی، فریبا متخصص، مریم مؤمن و بهرام ابراهیمی باعث شده سریال از نظر بازیگری ظرفیت قابل توجهی داشته باشد. بازیگران باسابقه در چنین پروژهای اهمیت زیادی دارند؛ زیرا سریال باید تعداد زیادی شخصیت را در مدت نسبتاً کوتاه معرفی کند و هر کدام را در جهان داستانی خود قرار دهد. با این حال، در میان بازیگران سریال، عملکرد بهرام ابراهیمی در نقش مستر رابرت بیش از دیگران توجه را جلب میکند. این شخصیت اگر فقط به عنوان «نماینده طرف انگلیسی» نوشته میشد، میتوانست به یک تیپ ساده و قابل پیشبینی تبدیل شود. اما بازی ابراهیمی تلاش میکند به او شخصیت و لایه بیشتری بدهد. خونسردی، نوع بیان و رفتار کنترلشده شخصیت باعث شده مستر رابرت یکی از کاراکترهایی باشد که مخاطب برای دنبال کردن او انگیزه بیشتری داشته باشد و این دقیقاً همان نقطهای است که «دیوار دفاعی» نشان میدهد شخصیتپردازی میتواند حتی یک خط داستانی ساده را جذاب کند.
دلاور و نقش طنز در سریال
بهنام شرفی در نقش دلاور بخش مهمی از فضای طنز سریال را بر عهده دارد. حضور چنین شخصیتی برای سریالی با فضای سیاسی و تاریخی سنگین میتواند مفید باشد؛ زیرا روایت را از یکنواختی خارج میکند. اما طنز در یک درام تاریخی بسیار حساس است. اگر شوخیها از دل شخصیت و موقعیت بیرون بیایند، به عمق کاراکتر کمک میکنند؛ اما اگر صرفاً برای خنداندن مخاطب وارد داستان شوند، ممکن است فضای تاریخی سریال را بشکنند. دلاور زمانی بهترین عملکرد را دارد که طنز او بخشی از شخصیتش باشد، نه اینکه شخصیت فقط وسیلهای برای تولید شوخی شود. ادامه سریال در این زمینه اهمیت زیادی دارد و باید دید سازندگان تا چه اندازه میتوانند میان فضای جدی تاریخی و لحظات طنز تعادل ایجاد کنند.
طراحی صحنه و بازسازی آبادان تاریخی
بازسازی فضای جنوب ایران در دهههای ۲۰ و ۳۰ شمسی یکی از دشوارترین بخشهای چنین پروژهای است. یک سریال تاریخی فقط با لباس و چند ساختمان قدیمی باورپذیر نمیشود؛ بلکه تمام جزئیات جهان آن باید با دوره تاریخی هماهنگ باشد. در «دیوار دفاعی» تلاش قابل توجهی برای ساختن فضای صنعتی و اجتماعی جنوب دیده میشود. حضور محیطهای مرتبط با صنعت نفت و تلاش برای ایجاد حالوهوای آن دوره از نقاط مثبت پروژه است. با این حال، هرچه یک سریال بیشتر روی بازسازی تاریخی تأکید کند، حساسیت مخاطب نیز افزایش پیدا میکند. کوچکترین ناهماهنگی در لباس، وسایل، معماری یا رفتار اجتماعی میتواند باعث شود مخاطب از فضای تاریخی خارج شود. به همین دلیل، بازسازی تاریخی باید فقط در سطح دکور باقی نماند؛ بلکه باید در جزئیات زندگی شخصیتها نیز دیده شود.
طراحی لباس «دیوار دفاعی» چقدر به دوره تاریخی نزدیک است؟
طراحی لباس از جمله بخشهایی بوده که در واکنشهای مربوط به سریال مورد بحث قرار گرفته است. در یک اثر تاریخی، لباس فقط پوشش شخصیت نیست؛ بخشی از هویت اجتماعی، طبقه اقتصادی و زمانه اوست. لباس کارگر، مدیر، خانوادههای مرفه و شخصیتهای خارجی باید تفاوتهایی داشته باشد و این تفاوتها میتواند بدون هیچ دیالوگی وضعیت اجتماعی شخصیتها را برای مخاطب توضیح دهد. از این منظر، انتقاد درباره طراحی لباس را نباید صرفاً یک مسئله ظاهری دانست. هرچه سریال از نظر تاریخی ادعای بیشتری داشته باشد، طراحی لباس نیز باید دقیقتر باشد. البته تلویزیون ایران محدودیتهای اجرایی و ملاحظات خاص خود را دارد و نمیتوان انتظار داشت هر لباس دقیقاً مطابق یک سند تاریخی بازسازی شود. اما در مجموع، هماهنگی بیشتر لباسها با فضای زمانی داستان میتوانست به باورپذیری سریال کمک کند.
هوش مصنوعی و بازسازی تاریخی در «دیوار دفاعی»
استفاده از فناوریهای جدید در تولید آثار تاریخی، یکی از موضوعاتی است که درباره «دیوار دفاعی» نیز مطرح شده است. اصل استفاده از فناوری یا هوش مصنوعی نه نقطه قوت است و نه نقطه ضعف. مسئله مهم این است که نتیجه نهایی تا چه اندازه در خدمت قصه قرار گرفته باشد. اگر فناوری بتواند به بازسازی خیابانها، ساختمانها و فضای شهری گذشته کمک کند و مخاطب بدون توجه به ابزار تولید، جهان سریال را باور کند، استفاده از آن موفق بوده است. اما اگر جلوههای دیجیتال بیش از اندازه مصنوعی به نظر برسند، نتیجه معکوس خواهد داشت و مخاطب به جای غرق شدن در داستان، متوجه تکنیک تولید میشود. در نهایت، کیفیت یک سریال تاریخی با فناوری مورد استفاده برای ساخت آن سنجیده نمیشود؛ بلکه با میزان باورپذیری جهانی که روی صفحه میبینیم سنجیده میشود.
رابطه سریال با تاریخ ملی شدن صنعت نفت
یکی از مهمترین ظرفیتهای «دیوار دفاعی» این است که داستان خود را در یکی از حساسترین دورههای تاریخ معاصر ایران قرار داده است. ملی شدن صنعت نفت صرفاً یک اتفاق سیاسی نبود. صنعت نفت بخش مهمی از ساختار اقتصادی و اجتماعی جنوب را شکل داده بود و اختلاف بر سر مالکیت و مدیریت آن، زندگی تعداد زیادی از مردم را تحت تأثیر قرار میداد. اگر سریال بتواند این واقعیت را از زاویه زندگی مردم نشان دهد، ارزش تاریخی آن بیشتر خواهد شد. در واقع بهترین راه برای توضیح یک دوره تاریخی، لزوماً نشان دادن شخصیتهای سیاسی آن دوره نیست. گاهی نشان دادن یک خانواده کارگری، یک محیط کاری یا حتی یک مسابقه فوتبال میتواند بخشی از روح آن دوره را بهتر منتقل کند.
مهمترین نقطه قوت «دیوار دفاعی» چیست؟
اگر بخواهیم تنها یک نقطه قوت برای سریال انتخاب کنیم، باید به انتخاب جهان داستانی اشاره کنیم. ترکیب جنوب ایران، صنعت نفت، کارگران، حضور انگلیسیها و فوتبال، فضای بسیار مناسبی برای خلق یک درام تاریخی ایجاد کرده است.همچنین گروه بازیگران، خصوصاً در برخی نقشهای کلیدی، اجازه دادهاند سریال از نظر اجرایی ظرفیت قابل قبولی داشته باشد.در نتیجه مشکل اصلی «دیوار دفاعی» کمبود سوژه یا نبود بازیگر مناسب نیست؛ مسئله اصلی این است که فیلمنامه تا چه اندازه میتواند از این امکانات استفاده کند.
مهمترین ضعف «دیوار دفاعی» چیست؟
بزرگترین ضعف سریال را میتوان در عدم تعادل میان تعداد ایدهها و میزان تمرکز داستان خلاصه کرد. سریال موضوعات زیادی برای روایت دارد و این موضوع در ذات خود مثبت است. اما یک اثر ۳۰ قسمتی هم به خط داستانی مرکزی نیاز دارد؛ خطی که تمام اتفاقات دیگر در نهایت به آن بازگردند. هرچه این محور روشنتر باشد، فوتبال، طنز، روابط خانوادگی و مسائل سیاسی نیز طبیعیتر در داستان قرار میگیرند.در قسمتهایی که این تمرکز وجود دارد، «دیوار دفاعی» جذاب است؛ اما هر جا قصه از محور اصلی فاصله میگیرد، ریتم و انسجام آن نیز آسیب میبیند.
آیا «دیوار دفاعی» ارزش دیدن دارد؟
با توجه به قسمتهای پخششده، پاسخ مثبت است؛ اما با یک شرط مهم: نباید از سریال انتظار یک شاهکار تاریخی بینقص داشت. «دیوار دفاعی» برای مخاطبی که به تاریخ معاصر ایران، داستان صنعت نفت، فضای آبادان و جنوب و همچنین درامهای تاریخی علاقه دارد، عناصر جذابی دارد. از طرف دیگر، کسانی که به دقت تاریخی، دیالوگهای کاملاً طبیعی و شخصیتپردازی پیچیده حساس هستند، احتمالاً ضعفهای فیلمنامه را بیشتر احساس خواهند کرد. در مجموع، سریال هنوز برای قضاوت نهایی زود است. قسمتهای بعدی میتوانند مشخص کنند که خطوط داستانی مختلف چگونه به یکدیگر متصل میشوند و آیا شخصیتها از تیپهای اولیه فراتر خواهند رفت یا نه.