نسرین خدایاری: امروزه نمادهای شهری فقط سازههایی برای زیباسازی خیابانها و بوستانها نیستند؛ آنها بخشی از حافظه جمعی شهروندان و نشانههایی از هویت بصری، تاریخ و فرهنگ یک شهر به شمار میروند. در شهری مانند اصفهان که معماری تاریخی، هنر آینهکاری، پلهای تاریخی و پیوند عمیق با زایندهرود در شکلگیری هویت آن نقش داشتهاند، نصب یک اثر تازه در فضای عمومی میتواند فراتر از یک پروژه عمرانی یا زیباسازی، به موضوعی فرهنگی و هنری تبدیل شود.
به گزارش آریاخبر به همین دلایل رونمایی از نماد پنجمتری زایندهرود در اصفهان، تنها خبر نصب یک مجسمه نیست؛ این اتفاق فرصتی برای بررسی نسبت میان ایده هنری، کیفیت اجرا، هویت محلی و شیوه تصمیمگیری در مدیریت هنر شهری است. درحالیکه مجتبی باباگلی، سازنده اثر، بر «پیوند ایده قطرهها با زایندهرود» و استفاده از «تکنیک آینهکاری» تأکید دارد، دیدگاههای متفاوت مجسمهسازان نشان میدهد که درباره این نماد، هم مسئله زیباییشناسی مطرح است و هم پرسش مهم مشارکت جامعه هنری در شکلگیری چهره شهر.
نماد پنجمتری زایندهرود؛ از ایده قطره تا هویت شهری
نماد پنجمتری زایندهرود شامگاه شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵، همزمان با بزرگداشت این رودخانه تاریخی، در مجاورت پل خواجو و در محدوده منطقه ۶ شهرداری اصفهان رونمایی شد. این مراسم به همت دبیرخانه فرهنگی زایندهرود و سازمان زیباسازی شهرداری اصفهان برگزار شد. حمید قنادنیا، مدیرعامل سازمان زیباسازی شهرداری اصفهان، درباره ایده محوری این اثر توضیح داده است که قطره آب، عنصر اصلی طراحی بوده؛ قطرهای که در کنار قطرههای دیگر به رود تبدیل میشود و در مقیاسی بزرگتر، در تداوم حیات و شکلگیری هویت سرزمین نقش دارد. به گفته قنادنیا، این نماد با استفاده از استیل و در ارتفاع پنج متر ساخته شده و اجرای آن حدود ۸۰ روز زمان برده است. طراحی و اجرای اثر را مجتبی باباگلی بر عهده داشته و در ساختار بصری آن، فرمهای مثلثی با الهام از هندسه و هنر آینهکاری ترکیب شدهاند.
نماد شهری؛ فراتر از زیباسازی
اهمیت چنین آثاری را باید در نقشی جستوجو کرد که نمادهای شهری در ساخت هویت بصری شهر ایفا میکنند. یک اثر شهری موفق میتواند به نشانهای ماندگار در ذهن شهروندان تبدیل شود، خاطره جمعی بسازد و تصویری مشخص از فرهنگ و تاریخ یک منطقه ارائه دهد. این آثار همچنین میتوانند به تقویت حس تعلق شهروندان و تمایز هویتی شهرها کمک کنند. با این حال، صرف برخورداری از ابعاد بزرگ یا استفاده از مصالح براق و چشمگیر، برای تبدیل یک سازه به نمادی ماندگار کافی نیست. تناسب فرم با مفهوم، کیفیت ساخت، دوام مصالح در فضای باز، سهولت نگهداری و هماهنگی با محیط پیرامون، از جمله معیارهایی هستند که باید در ارزیابی هنر شهری مورد توجه قرار گیرند. این موضوع در اصفهان اهمیتی دوچندان دارد؛ شهری که هویت بصری آن با معماری تاریخی، هنرهای سنتی و زایندهرود پیوند خورده است. بنابراین، نماد تازه زایندهرود را میتوان فرصتی برای طرح این پرسش دانست که چگونه میتوان میان زبان هنر معاصر و میراث بصری اصفهان ارتباطی معنادار برقرار کرد.
ضرورت تعامل بیشتر مدیران شهری با انجمنهای تخصصی
در کنار روایت رسمی مدیریت شهری و توضیحات سازنده، دیدگاههای مطرحشده از سوی مجسمهسازان نشان میدهد که این اثر با نقدهایی در زمینه فرایند تولید و ویژگیهای بصری مواجه شده است. بهداد لاهوتی، رئیس انجمن ملی مجسمهسازان کشور، در گفتوگو با آریانیوز از بیاطلاعی خود درباره ساخت و رونمایی این اثر تا زمان تماس خبرنگار انتقاد کرد. او با تأکید بر جایگاه ملی انجمن، گفت نهادهای شهری بهتر است از نظرات اعضای انجمن بهره بگیرند و پیش از تولید و نصب آثار، با کارشناسان این حوزه هماندیشی کنند. لاهوتی همچنین با اشاره به نامهنگاریهای پیشین انجمن با اداره زیباسازی شهرداریها، از ضرورت تعامل بیشتر مدیران شهری با انجمنهای تخصصی سخن گفت. انتقاد او بیش از آنکه صرفاً متوجه شکل یک مجسمه باشد، به شیوه تصمیمگیری درباره هنر شهری و میزان مشارکت نهادهای حرفهای در این فرایند مربوط میشود.
احتمالا مخاطب به یاد کازینو میافتد، نوعی دوگانگی بصری
از منظر زیباییشناختی، مجتبی احمدی، مجسمهساز، پس از مشاهده تصویر نماد زایندهرود، ترکیب حجمی اثر را محل پرسش دانست. او معتقد بود فرم اثر در نگاه نخست ممکن است مخاطب را به یاد مکانهایی مانند کازینو بیندازد و ترکیب قطره و گوی، نوعی دوگانگی بصری ایجاد کند. احمدی همچنین درباره استفاده از مصالح در فضای باز، احتمال جرمگرفتگی و کدرشدن سطح اثر در گذر زمان و دشواری نظافت آن هشدار داد. این نقدها بر جنبههایی از طراحی و نگهداری تأکید دارند که در ارزیابی بلندمدت مجسمههای شهری اهمیت زیادی دارند.
آینهکاری؛ پیوند هنر اصفهان با مفهوم زایندهرود
در مقابل این انتقادها، مریم ابراهیمی، مجسمهساز، خوانشی مثبت و مفهومی از اثر ارائه کرد. او با اشاره به تکنیک آینهکاری، این هنر را بخشی از هویت بصری اصفهان دانست و توضیح داد که کنار هم قرار گرفتن قطعات آینه میتواند یادآور شکلگیری فرهنگ از اجزای متعدد باشد. از نگاه ابراهیمی، انتخاب فرم قطره و تکنیک آینهکاری این امکان را فراهم میکند که مخاطب میان اجزای کوچک و کلیت بزرگتر، یعنی رودخانه و فرهنگ، ارتباط برقرار کند. این برداشت، اثر را از یک سازه تزئینی فراتر میبرد و به آن معنایی فرهنگی میبخشد.
مجموعه قطرات است که زایندهرود را شکل میدهد
مجتبی باباگلی، سازنده نماد زایندهرود نیز با تأکید بر همین ایده گفت که به این نتیجه رسیده است که مجموعه قطرات، زایندهرود را شکل میدهد. او انتخاب آینهکاری را با پیشینه این تکنیک در بسیاری از آثار اصفهان مرتبط دانست و توضیح داد که تلاش کرده است اثر با محیط اطراف خود تعامل داشته باشد.
آزمون ماندگاری یک نماد شهری
تقابل این دیدگاهها نشان میدهد که ارزیابی نماد پنجمتری زایندهرود تنها به پسندیدن یا نپسندیدن فرم آن محدود نمیشود. از یک سو، ایده قطرهها، آینهکاری و پیوند اثر با هویت فرهنگی اصفهان مطرح است و از سوی دیگر، ضرورت توجه به نقد تخصصی، کیفیت اجرایی و مشارکت هنرمندان در تصمیمگیریهای شهری. در نهایت، ماندگاری یک نماد شهری زمانی تضمین میشود که میان ایده، فرم، محیط و مخاطب ارتباطی پایدار شکل بگیرد. گفتوگوی سازنده میان مدیریت شهری و جامعه هنری نیز میتواند زمینهای فراهم کند تا آثار آینده، افزون بر زیبایی بصری، از پشتوانه کارشناسی و پذیرش اجتماعی بیشتری برخوردار باشند.
نظر شما