رضا امینی: بعد از استعفای وزیر نفت و جلسه نیمساعته مجلسیها برای استیضاح وزیرکار قطعیت و ضرورت تغییرات در کابینه جدی شد. این مهم از سوی همه طیفهای سیاسی پیش از این هم بارها تاکید شده بود. حالا با پررنگتر شدن بحث تغییرات احتمالی در کابینه، رفتار و ادبیات برخی استانداران بیش از گذشته مورد توجه محافل سیاسی قرار گرفته است؛ گویی صندلی استانداری برای برخی مدیران، نه پایان مسیر، بلکه سکوی پرتاب به سطح ملی است.
به گزارش آریا خبر در این میان، استانداران جوان تحرک بیشتری از خود نشان میدهند؛ حضور پررنگ در رسانهها، طرح مسائل ملی، ارتباط مستقیمتر با وزرا و تأکید مکرر بر تجربههای مدیریتی استان، بخشی از نشانههایی است که میتواند از تلاش برای تثبیت نام و برند مدیریتی آنان در سطح دولت حکایت کند. البته هنوز نمیتوان از یک رقابت رسمی برای ورود استانداران به کابینه سخن گفت، اما برخی رفتارها قابل تأمل است. برای نمونه، آرش زرهتن لهونی، استاندار کردستان، در نشست استانداران با رئیسجمهور، خواستار افزایش اختیارات استانداران در حوزه مرزی و شکلگیری شورای توسعه استان با حضور معاون اول، وزرای اقتصادی و رئیس بانک مرکزی شد؛ اظهاراتی که نشاندهنده تلاش برای ایفای نقشی فراتر از مدیریت روزمره استان است. یا اظهارنظرهای مهدی جمالینژاد در حوزهای که به آن علاقه خاصی دارد؛ میراث و گردشگری. او در شهریور ۱۴۰۵، در حضور وزیر میراث فرهنگی درباره تغییر رویکرد گردشگری اصفهان از گردشگری صرفاً تاریخی به سلامت، خوراک، نجوم و گونههای جدید صحبت کرد. چند روز پیشتر هم خواستار ایجاد رصدخانه میراث فرهنگی و گردشگری اصفهان شد؛ با هدف پایش گردشگر، اقامت، سرمایهگذاری، صادرات و اشتغال و تصمیمگیری مبتنی بر داده. اینها صرفاً پروژههای اجرایی کوچک نیستند؛ ادبیات او بهطور فزایندهای شبیه ادبیات یک سیاستگذار در بخش کلان گردشگری است. اکنون پرسش این است؛ آیا استانداران جوان در صورت آغاز ترمیم کابینه، به گزینههای جدی وزارت تبدیل خواهند شد یا صرفاً در حال ساختن رزومهای برای آینده سیاسی خود هستند؟ آیا مهدی جمالینژاد و آرش زرهتن لهونی جان تازهای در رگهای کابینه مسعود پزشکیان خواهند بود؟
نظر شما