آریا خبر: بحران دارو در ایران دیگر صرفاً مسئله کمبود چند قلم دارو یا تأخیر در تأمین مواد اولیه نیست؛ مجموعهای از هشدارها درباره کمبود دارو، تخصیص ارز، هزینههای سنگین درمان، عملکرد بیمهها، واردات تجهیزات پزشکی و ادعاهای فساد در زنجیره سلامت تصویری پیچیدهتر از وضعیت نظام درمان ارائه میدهد.
به گزارش آریا خبر در تازهترین اظهارات، سلمان اسحاقی، سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه تأمین دارو و مواد اولیه الزاماً نمیتواند صرفاً به جنگ و تحریم نسبت داده شود، از ضرورت واردات دارو و مواد اولیه از کشورهایی مانند روسیه و چین سخن گفت. همزمان، گزارشی درباره «یک میلیارد دلار ارز گمشده دارو» این پرسش را برجسته کرده است که منابع ارزی اختصاصیافته به حوزه دارو تا چه اندازه به تأمین واقعی دارو و تقویت ذخایر کشور منجر شده است.
وقتی بیماری به دغدغهای فراتر از سلامت تبدیل میشود
اسحاقی در اظهارات خود درباره وضعیت نظام سلامت گفت: «آرزو میکنیم مردم مریض نشوند»؛ زیرا به گفته او، اگر فردی بیمار شود، مسیر درمان برای بسیاری از مردم با هزینهها و مشکلاتی مواجه است که میتواند پیامدهای سنگینی داشته باشد. این سخنان در شرایطی مطرح شده که مسئله گرانی دارو و درمان و کاهش توان پرداخت خانوارها به یکی از نگرانیهای مهم حوزه سلامت تبدیل شده است. او تأکید کرده است که نباید همه مشکلات تأمین دارو به جنگ و تحریم نسبت داده شود و معتقد است با مدیریت صحیح، مبارزه با فساد و استفاده از ظرفیت روابط تجاری با کشورهایی مانند روسیه و چین، امکان تأمین دارو و مواد اولیه وجود دارد.
معمای ارز دارو؛ یک میلیارد دلار کجاست؟
یکی از محورهای مهم بحث درباره بازار دارویی ایران، ارز اختصاصیافته به دارو و سرنوشت منابع ارزی این بخش است. عنوان گزارش «رویداد۲۴» نیز مشخصاً از «معمای یک میلیارد دلار ارز گمشده دارو» سخن میگوید و این پرسش را پیش میکشد که چرا پیش از جنگ، ذخایر و انبارهای دارویی متناسب با نیاز احتمالی کشور تقویت نشدهاند. اهمیت این موضوع در آن است که صنعت دارو حتی در شرایطی که بخش قابلتوجهی از تولید داخل انجام میشود، همچنان برای مواد اولیه، برخی داروهای تخصصی و تجهیزات پزشکی به زنجیره واردات و ارز وابسته است. بنابراین هر اختلال در تخصیص یا انتقال ارز میتواند از کارخانه و واردکننده به داروخانه و در نهایت به بیمار منتقل شود.
ادعای خودکفایی ۹۵ درصدی؛ تولید داخلی در برابر وابستگی واقعی
یکی دیگر از پرسشهای مطرحشده در گزارش «عصر ایران»، فاصله میان ادعای خودکفایی ۹۵ درصدی در تولید دارو و واقعیت بازار است. «تولید دارو» الزاماً به معنای بینیازی از واردات نیست؛ زیرا ممکن است محصول نهایی در داخل ساخته شود، اما مواد اولیه، مواد مؤثره، تجهیزات یا برخی اقلام تخصصی آن از خارج تأمین شوند. به همین دلیل، سنجش خودکفایی دارویی تنها با درصد تولید داخلی داروهای نهایی، تصویر کاملی از امنیت دارویی کشور ارائه نمیکند. مسئله اصلی این است که زنجیره تأمین دارو تا چه اندازه در برابر تحریم، جنگ، محدودیت ارزی و اختلال واردات مقاوم است.
ادعای افزایش سود شرکتهای دارویی و تجهیزات پزشکی
سلمان اسحاقی همچنین با اشاره به آماری که به گفته او در جلسات ارائه شده، مدعی شده است برخی شرکتهای دارویی و تجهیزات پزشکی در دوران جنگ با افزایش قابلتوجه سود مواجه شدهاند. او خواستار آن شده که در چنین شرایطی حاشیه سود شرکتها کنترل شود تا فشار هزینهای به مردم منتقل نشود. این اظهارات، بحث قدیمی درباره قیمتگذاری دارو، ارز دولتی، حاشیه سود شرکتهای دارویی و شفافیت زنجیره توزیع را دوباره به مرکز توجه آورده است.
از ارز واردات تا ادعای فساد در بازار دستکش پزشکی
یکی از مصادیقی که اسحاقی درباره آن سخن گفته، واردات دستکش پزشکی است. او با اشاره به وجود تولیدکنندگان داخلی، این پرسش را مطرح کرده که چرا باید برای واردات بخش عمدهای از نیاز کشور ارز اختصاص یابد. وی همچنین مدعی شده پیشنهادی برای پرداخت ۱۰ درصد در ازای انجام واردات به فردی ارائه شده است. این ادعا، در صورت اثبات، میتواند نمونهای از مسئلهای بزرگتر باشد: تخصیص ارز و تصمیمگیری درباره واردات در نقاطی که همزمان ظرفیت تولید داخلی نیز وجود دارد.
بیمهها زیر فشار؛ سهم سنگین بیمار از هزینه درمان
یکی از جدیترین بخشهای اظهارات سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس به وضعیت بیمهها مربوط است. اسحاقی مدعی شده است که بیمهها عملاً با بحران مالی مواجهاند و هزینه این وضعیت به مردم منتقل شده است. او سهم پرداختی مردم از هزینه درمان را بسیار بالا توصیف کرده است. او همچنین درباره تعرفه خدمات پزشکی، افزایش آزمایشها و تصویربرداری و پدیده «زیرمیزی» سخن گفته و تأکید کرده است که این روند میتواند اعتماد عمومی به نظام سلامت را کاهش دهد.
وقتی هزینه درمان به فروش دارایی خانوار میرسد
روایت دیگری که اسحاقی مطرح کرده، داستان یک زوج روستایی است که برای تأمین هزینه دریچه قلب، گوسفندان و خودروی پراید خود را فروختهاند. به گفته او، این خانواده حدود یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان برای تهیه دریچه هزینه کردهاند، اما بعداً گفته شده دریچه برای بیمار مناسب نبوده و باید دریچه دیگری تهیه شود. او هزینه یک دریچه دیگر را حدود ۴.۲ میلیارد تومان عنوان کرده و گفته است بیمه این هزینه را پوشش نمیدهد. این روایت، فارغ از بررسی مستقل جزئیات پرونده، نشان میدهد چرا هزینه تجهیزات پزشکی و پوشش بیمهای میتواند برای خانوارهای کمدرآمد به مسئلهای حیاتی تبدیل شود.
مسئله فقط کمبود دارو نیست؛ مسئله حکمرانی سلامت است
آنچه از کنار هم گذاشتن این گزارشها و اظهارات به دست میآید، این است که بحران دارو را نمیتوان فقط با عبارتهایی مانند «کمبود ارز»، «تحریم» یا «جنگ» توضیح داد. تأمین ارز، ذخیرهسازی دارو، تولید مواد اولیه، واردات، قیمتگذاری، بیمه، نظارت بر شرکتها، مبارزه با فساد و سهم پرداخت از جیب بیمار حلقههای یک زنجیرهاند. اختلال در هر حلقه میتواند هزینه نهایی را به بیمار منتقل کند. پرسش اصلی اکنون این نیست که آیا ایران ظرفیت تولید دارو دارد یا نه؛ پرسش مهمتر این است که آیا این ظرفیت میتواند در شرایط بحران، داروی کافی، قابلدسترس و قابلپرداخت را به دست بیمار برساند یا خیر.
نظر شما