وحدت ملی زیر آتشبار تریبون‌های تندرو

این روزها و در شرایطی که ایران به هماهنگی در سیاست خارجی، انسجام داخلی و پیام واحد در برابر آمریکا نیاز دارد، وزیر خارجه و کاپیتان تیم مذاکره‌کننده کشور به یکی از اصلی‌ترین اهداف حملات سیاسی تبدیل شده است.

آریا خبر: در میانه جنگ و رویارویی ایران و آمریکا، آنچه برای یک کشور درگیر بحران بیش از همیشه اهمیت دارد، انسجام در پیام، هماهنگی در تصمیم‌گیری و پرهیز از ارسال سیگنال‌های متناقض به طرف مقابل است. با این حال، سه خبر تازه درباره عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران و چهره محوری تیم مذاکره‌کننده با آمریکا تصویری متفاوت نشان می‌دهد: از ثبت درخواست استیضاح و اتهام «خطاهای محاسباتی» تا ادعای درخواست پناهندگی که از سوی یک مقام مجلس تکذیب شده و سرانجام حمله مستقیم یک نماینده مجلس به مواضع مذاکره‌ای عراقچی. این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف و غلامحسین محسنی اژه‌ای بر هماهنگی قوا تأکید کرده‌اند و رهبر جدید جمهوری اسلامی، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای نیز بر پرهیز از تفرقه و حفظ وحدت و انسجام تأکید داشته است.

سه خبر، یک هدف: عراقچی

به گزارش آریا خبر انتشار سه خبر در یک هفته ، اگرچه از منابع و زاویه‌های متفاوت منتشر شده‌اند، یک نقطه مشترک دارند؛ اینکه عباس عراقچی در مرکز موج تازه‌ای از انتقادهای سیاسی قرار گرفته است.

تایید ثبت درخواست استیضاح

در نخستین خبر، محمد رشیدی، عضو هیئت‌رئیسه مجلس شورای اسلامی، اعلام کرده که طرح استیضاح عباس عراقچی در سامانه مجلس ثبت شده، اما هنوز به هیئت‌رئیسه ارجاع نشده است. بنابراین در این مرحله، سخن از ثبت درخواست استیضاح است، نه برگزاری جلسه استیضاح یا تصمیم مجلس برای برکناری وزیر امور خارجه. در همین حال، امیرحسین ثابتی، نماینده مجلس، در نامه‌ای به محمدباقر قالیباف اعلام کرده که طرح استیضاح عراقچی را ثبت کرده است. در متن اعلام‌شده، موضوعاتی مانند دیدار با مقام‌های آمریکایی، نحوه مذاکرات، عبور از خطوط قرمز، اظهارات رسانه‌ای و عملکرد دیپلماسی اقتصادی به عنوان محورهای استیضاح مطرح شده‌اند.

ادعای دروغ؛ درخواست پناهندگی عراقچی

همچنین ادعایی بسیار سنگین‌تر مطرح شده است؛ درخواست پناهندگی عباس عراقچی در آمریکا. اما این ادعا در همان فضای سیاسی با تکذیب حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، مواجه شده است. قشقاوی این ادعاها را «دروغ» خوانده و گفته است اتفاق غیرمترقبه‌ای در روند حضور هیئت ایرانی در نیویورک رخ نداده است. بنابراین «درخواست پناهندگی عراقچی» در حال حاضر باید به عنوان ادعای تکذیب‌شده و تأییدنشده تلقی شود، نه یک واقعیت قطعی.

زبان و دهان عراقچی باید کنترل شود

اما سومین خبر، صریح‌ترین حمله سیاسی را متوجه عراقچی می‌کند. حسینعلی حاجی‌دلیگانی، نماینده شاهین‌شهر، میمه و برخوار و نایب‌رئیس اول کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، گفته است که «زبان و دهان عراقچی باید کنترل شود» زیرا به اعتقاد او برخی اظهارات وزیر خارجه «پالس ضعف» به دشمن می‌دهد. او همچنین گفته است به دنبال استیضاح عراقچی هستند و حتی هرگونه واکنش محتاطانه، صحبت از مذاکره یا پذیرش تیم‌های مذاکره‌کننده را پالس مثبت به دشمنان دانسته است.

اختلاف بر سر مذاکره با آمریکا

اهمیت این اظهارات زمانی بیشتر می‌شود که جایگاه عراقچی را در ساختار سیاست خارجی ایران در نظر بگیریم. عراقچی صرفاً یک وزیر خارجه معمولی نیست؛ او دیپلماتی باسابقه و از چهره‌های اصلی مذاکرات هسته‌ای ایران در دوره منتهی به برجام بوده و اکنون نیز در شرایط جنگ و بحران، یکی از اصلی‌ترین چهره‌های دیپلماسی ایران در ارتباط با آمریکا محسوب می‌شود. در ماه‌های اخیر نیز مواضع رسمی تهران نشان داده که مذاکره و دیپلماسی، در کنار ابزارهای نظامی و مقاومت، همچنان بخشی از ابزار سیاست جمهوری اسلامی ایران است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و رئیس هیئت مذاکره‌کننده ایران، پیش‌تر تصریح کرده بود که تصمیم درباره جنگ یا مذاکره در سطح فرماندهی کل قواست و ایران در کنار آمادگی نظامی باید از ابزار دیپلماسی و مذاکره نیز استفاده کند. در چنین شرایطی، حمله به اصل مذاکره یا به شخص وزیر خارجه، صرفاً یک اختلاف شخصی یا جناحی نیست؛ بلکه می‌تواند پیام‌های متفاوتی درباره راهبرد ایران در جنگ ایران و آمریکا به داخل و خارج منتقل کند.

مسئله اصلی؛ شکاف در پیام سیاسی ایران

نکته قابل توجه اینجاست که فشارهای اخیر علیه عراقچی عمدتاً از سوی نمایندگان مجلس مطرح یا اعلام شده است؛ در حالی که در سطح عالی سیاسی، بر وحدت، انسجام و هماهنگی تأکید می‌شود. مسعود پزشکیان در تیرماه از همکاری و همراهی محمدباقر قالیباف و غلامحسین محسنی اژه‌ای با دولت سخن گفت و این هماهنگی را کم‌سابقه توصیف کرد. از سوی دیگر، پیام‌ها و مواضع رهبر جدید جمهوری اسلامی، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، نیز بر پرهیز از اختلاف و حفظ وحدت و انسجام اجتماعی تأکید داشته است. همچنین اخبار و گزارش‌ها از پیام ایشان در تیرماه نیز بر «پرهیز از تفرقه و تنازع و اختلافات سیاسی» تأکید می‌کنند. همزمان، شهید علی لاریجانی نیز پس از انتخاب سید مجتبی خامنه‌ای، «وفاق ملی» و «وحدت حول رهبری جدید» را از نیازهای اصلی کشور دانسته بود. در چنین فضایی، تبدیل وزیر خارجه و مذاکره‌کننده ارشد کشور به موضوع حملات تند سیاسی، دست‌کم از منظر مدیریت پیام در شرایط جنگ، پرسش‌برانگیز است.

عراقچی؛ مذاکره‌کننده‌ای در خط مقدم یک جنگ چندلایه

ماجرا فقط به اختلاف داخلی محدود نمی‌شود. در شرایطی که تهران و واشنگتن همچنان درگیر مناقشه بر سر توافق، تحریم‌ها، تنگه هرمز و آینده روابط دو کشور هستند، هر اظهارنظر مقام‌های ایرانی می‌تواند برای طرف مقابل معنای سیاسی پیدا کند. گزارش‌های اخیر نیز نشان می‌دهد تلاش‌های دیپلماتیک میان ایران و آمریکا همچنان از مسیر میانجی‌هایی مانند قطر ادامه دارد و عراقچی در این روند نقش محوری دارد. بنابراین، اختلاف درباره عباس عراقچی را نمی‌توان فقط دعوایی بر سر عملکرد یک وزیر دانست. مسئله بزرگ‌تر، اختلاف بر سر این پرسش است که ایران در جنگ و رویارویی با آمریکا تا چه اندازه باید از مذاکره، میانجی‌گری و ادبیات دیپلماتیک استفاده کند؟ یک طرف، مذاکره را ابزار تأمین منافع ملی و مدیریت بحران می‌داند؛ طرف دیگر، حتی ادبیات محتاطانه را «پالس ضعف» تلقی می‌کند و این همان تناقضی است که اکنون بیش از هر زمان دیگری خودنمایی می‌کند: در شرایطی که ایران به هماهنگی در سیاست خارجی، انسجام داخلی و پیام واحد در برابر آمریکا نیاز دارد، وزیر خارجه و کاپیتان تیم مذاکره‌کننده کشور به یکی از اصلی‌ترین اهداف حملات سیاسی تبدیل شده است.

  

کد مطلب 171